آناتومی توپوگرافی و تابعی از طناب نخاعی
نخاع در داخل کانال مهره واقع شده, است که توسط foramina از تشکیل 7 گردنی, 12 وابسته به قفسه سینه, 5 کمری, و 5 خاجی مهره, که با هم ستون فقرات را تشکیل می دهند. (تصویر زیر.) نخاع گسترش از فورامن مگنوم را به سطح از مهره اول و دوم کمری (در هنگام تولد, پایین به مهره دوم و سوم کمری).
طناب نخاعی از موارد زیر تشکیل شده 31 بخش:
-
8 گردنی (C) بخش
-
12 وابسته به قفسه سینه (T) بخش
-
5 کمری (L) بخش
-
5 خاجی (S) بخش
-
1 coccygeal (چه) بخش – عمدتا جای پا
اعصاب نخاعی از ریشه های عصبی حسی شامل, که طناب نخاعی را وارد کنید در هر سطح, و ریشه های موتور, که از بند ناف در هر سطح پدیدار. (تصویر زیر.) اعصاب نخاعی هستند و با توجه به سایت از ظهور خود را به نام شماره از کانال مهره. C1 - 7 اعصاب بالاتر از مهره های مربوطه خود را پدیدار. C8 پدیدار بین مهره هفتم گردن رحم و برای اولین بار قفسه سینه. اعصاب باقی مانده در زیر مهره های مربوطه خود را پدیدار.
رامی شعاع C1 - 4 در منطقه suboccipital قرار دارد. C1 شرکت در innervation عضلات گردن, از جمله عضلات سر semispinalis. C2 حمل احساس از پشت سر و پوست سر, همراه با innervation موتور به عضلات مختلف در گردن. C3 - C5 به تشکیل عصب حاجزی کمک و دارای پی کردن دیافراگم. C5 - T1 ارائه کنترل موتور برای اندام های فوقانی و عضلات مرتبط.
طناب قفسه سینه است 12 بخش ها و کنترل موتور به عضلات thoracoabdominal. بخش های کمری و خاجی از بند ناف 5 قطعات هر. L2 - S2 ارائه کنترل موتور به اندام تحتانی و عضلات مرتبط.
medullaris conus ختم مخروطی شکل از طناب وابسته به دم است. ام الدماغ ادامه caudally به عنوان filum terminale از طریق کیسه dural و متصل به عظم عصعص. عظم عصعص تنها 1 بخش ستون فقرات. equina cauda (لاتین برای دم اسب) مجموعه ای از ریشه های عصبی کمری و خاجی ستون فقرات که در سفر caudally قبل از خروج خود را در foramina intervertebral مربوطه. بند ناف به پایان می رسد در سطح مهره L1 - L2.
ریشه شکمی و پشتی
شکمی (موتور) ریشه
سلول ها ی بدن (یعنی, مجموع) در شاخ قدامی در داخل پارانشیم بند ناف. سطح مرکز رفلکس بالینی مربوطه به شرح زیر هستند (سطح مرکز رفلکس نخاعی در پرانتز ارائه شده و در را به حساب تغییرات آناتومیک در innervation):
-
عضله دوسر – C5 / 6
-
Brachioradialis – C5 / 6
-
ماهیچه سه سر – C7 (C6 - 8)
-
عضلات انگشت – C8 (C7 - T1)
-
زانو – L3 (L2 - L4)
-
مچ پا – S1 (L5 - S2)
پشتی (حسی) ریشه
سلول های بدن از اعصاب حسی در گانگلیون ریشه پشتی قرار دارد. هر یک ریشه پشتی شامل ورودی از تمام ساختارهای داخل بدن توزیع بخش مربوط به آن (یعنی, حلقه یابند بدن جانوران). نقشه درماتومی ترسیم توزیع حسی برای هر سطح. این نقشه تا حدودی متفاوت با توجه به روش های مورد استفاده در ساخت و ساز خود را.
نمودار در تزریق بی حسی های موضعی به تک ریشه پشتی باند نشان از عقده های hypalgesia به طولی مستمر را از حاشیه به ستون فقرات بر اساس. نقشه های به دست آمده از روشهای دیگر, مانند مشاهده هرپس زوستر توزیع ضایعه یا بخش جراحی ریشه, نشان دادن الگوهای ناپیوسته. بعلاوه, innervation از یک بخش به یکی دیگر از درماتومی همپوشانی قابل توجهی, بیشتر از آن برای تماس از درد. به عنوان dermatomes سفر از پشت به قفسه سینه و شکم, آنها تمایل به شیب پایین.
از نظر بالینی مهم dermatomes به شرح زیر است:
-
C2 و C3 – خلفی سر و گردن
-
C4 و T2 – جنب به هر یک دیگر در قسمت بالایی قفسه سینه
-
T4 یا T5 – نوک پستان
-
T10 – ناف
-
اندام فوقانی – C5 (قدامی شانه), C6 (شست), C7 (شاخص و انگشت وسط), C 7/8 (انگشت انگشتر), C8 (انگشت کوچک), T1 (ساعد درونی), T2 (فوقانی بازو درونی), T2 / 3 (زیر بغل)
-
پایین اندام – L1 (قدامی فوقانی داخلی ران), L2 (قدامی قسمت بالایی ران), L3 (زانو), L4 (malleolus داخلی), L5 (dorsum of foot), L5 (toes 1-3), S1 (انگشتان پا 4, 5; malleolus جانبی)
-
S3/C1 – مقعد
چندین شیار های میکروسکوپی در سطح نخاع قابل تشخیص. برجسته ترین شقاق میانه قدامی, است که توسط شریان نخاعی قدامی اشغال. sulcus خلفی متوسط کمتر برجسته. rootlets عصب قدامی و خلفی در sulci anterolateral و posterolateral ظهور.
بخش خارجی از نخاع شامل ماده سفید, در حالی که بخش داخلی متشکل از ماده خاکستری. ماده سفید شامل 3 funiculi: عقبی, سمت, و قدامی. هر حاوی صعودی و نزولی دستگاه. دستگاه است که معمولا مرکب از مبدا و مقصد آن با نام; مثلا, دستگاه corticospinal سرچشمه در قشر مخ به پایان می رسد و در طناب نخاعی.
ماده خاکستری را می توان به تقسیم 10 laminae / لایه و یا به 4 قطعات: شاخ قدامی یا شکمی (ie, موتور نورون; laminae یعنی III, IX, و بخشی از VII), شاخ خلفی یا پشتی (ie, بخشی حسی; laminae I - VI), مناطق متوسط (ie, نورون هاییعنی�ابسته; پهنک برگ هفتم), و شاخ جانبی (ie, بخشی از منطقه متوسط, در حال حاضر در بخش های قفسه سینه و کمری, که در آن سلول های عصبی سمپاتیک در آن قرار دارد).
نورون های نخاعی ماده خاکستری نیز به ستون یا هسته های چیده شده. ماده gelatinosa و هسته های حسی مناسب گسترش در سراسر کل طناب نخاعی و دریافت انگیزه های درد. هسته های دیگر, مانند هسته کلارک, در حال حاضر تنها در بخش خاصی.
نزولی دستگاه های نخاعی
دستگاه موتور
Corticospinal دستگاه
بزرگترین و مهم ترین این دستگاه نزولی در قشر مخ وجود دارد و متشکل از بیش از 1 میلیون الیاف (700,000 هستند myelinated, 90% با قطر 1-4 µm). الیاف از نرون در لایه نازک V عمیق تر در شکنج precentral بوجود می آیند (Brodmann area 4), منطقه premotor (area 6), postcentral شکنج (مناطق 1, 2, 3, و 3B), و قشر جداری ممنطقهور (area 5). تنها بخش کوچکی از دستگاه corticospinal (CST) سرچشمه از سلول های عصبی قشر هرمی بزرگمنطقه Brodmanمیلی متر"tr_" id="tr_1" data-token="dGhl" data-source="1">the 34,000-40,000 سلول در هر نیمکره Betz (Brodmann area 4). اما, بسیاری از الیاف های بزرگ (10-20 µm) سرچشمه وجود دارد. (تصویر زیر.)
CST الیاف از سلول های چیده شده در نوار با اندازه های مختلف بوجود می آیند. آکسون آنها همگرا در radiata کرونا, کپسول داخلی را وارد کنید, و به شکل cerebri ساق پا را در مغز میانی. در بصل, آنها شکل اهرام; در محل اتصال نخاع و بصل, CST ناقص decussates (75-90% از الیاف), تشکیل بزرگ, CST جانبی; کوچک, CST قبلی (uncrossed); و کوچک, ununcrossedanterolateral CST.
الیافی CST جانبی اجرا از طریق بند ناف جانبی, میانی به دستگاه spinothalamic خلفی و جانبی به proprius fasciculus. آکسون از سیناپس CST جانبی با نورون های حرکتی آلفا و interneurons (معمولا) از laminae IV, به, VI, و هفتم. CST جانبی در اندازه کاهش می یابد در سطح نخاع وابسته به دم بیشتر, که در آن الیاف رسیدن به خلفی (یعنی, پشتی) سطح نخاع. الیافی از قشر حرکتی precentral فسخ عمدتا در laminae VII و IX, در حالی که الیاف از زمینه های Brodmann 1, 2, 3, و 5 فسخ عمدتا در شاخ خلفی.
الیافی از CST قدامی (یعنی, بسته نرم افزاری از ترک) فرود در طناب نخاعی uncrossed, نزدیک به شقاق میانه قدامی. CST قدامی در انسان و میمون در مقایسه با دیگر حیوانات. بیشتر الیاف در سطح گردن رحم عبور, فسخ صورت دو طرفه بر روی نورونها در پهنک برگ (VII). عمدتا مدوله نورونهای حرکتی است که دارای پی کردن عضلات گردن و بازو.
CST anterolateral است کوچک قطر الیاف تشکیل شده است, که اجرا در بند ناف جانبی uncrossed, شکمی از CST جانبی. آنها در شاخ خلفی و میانی ماده خاکستری خاتمه.
دستگاه منشاء در ساقه مغز
علاوه بر به CST, به نواحی دیگر, منشاء در ساقه مغز, فرود در طناب نخاعی. آنها عمدتا در کنترل پاسچر تن درگیر.
دستگاه tectospinal ناشی از سلول های عصبی در لایه های عمیق colliculus برتر, عبور در اطراف ماده periaqueductal خاکستری, و در fasciculus طولی داخلی در بصل گنجانیده شده. در بند ناف قدامی فرود, در نزدیکی شقاق میانه قدامی, فقط از طریق سطح دهانه رحم. الیاف در laminae VII خاتمه, VIII, و بخش هایی از VI, synapsing با interneurons. حرکات انعکاسی و وضعیتی میانجیگری آنها در پاسخ به بصری و, احتمالا, محرک های شنیداری.
دستگاه rubrospinal ناشی از نورون magnocellular (حداقل در نخستیها) در هسته قرمز و صلیب در decussation tegmental شکمی. تحریک هسته قرمز منجر به تحریک طرف مقابل فلکسور نورون حرکتی آلفا و مهار نورون حرکتی آلفا اکستانسور. الیاف سازماندهی somatotopically و خاتمه در نیمه جانبی laminae V, VI, و شعاع / مرکزی VII. الیاف عمدتا کنترل تون عضله از گروه های عضلات فلکسور.
دستگاه Vestibulospinal از هسته دهلیزی جانبی بوجود می آیند (یعنی, Deiter هسته) و فرود دو طرفه در بخش قدامی از بند ناف جانبی. الیاف سازماندهی somatotopically و خاتمه در laminae IX, VII, و VIII, عمدتا در بخش گردن و پایین کمر. آنها را تسهیل می رفلکس طناب نخاعی و کشش ماهیچه. وقفه از این دستگاه را حذف می decerebration. تحریک ورودی vestibulospinal حاضر است در حالت استراحت و در طول نقل و انقال نیرو. الیاف در پروژه داخلی هسته دهلیزی منشاء medially در fasciculus طولی داخلی و ادامه در بند ناف قدامی. آنها زیر و بم نورونهای حرکتی گردن رحم.
دو دستگاه reticulospinal در pontine و مدولا tegmenti بوجود می آیند. pontine reticulospinal دستگاه دارای منشاء خود را در هسته reticularis pontis caudalis و oralis. این نسل تقریبا به طور کامل ipsilaterally در بخش داخلی از بند ناف قدامی. این به طور عمده تولید تحریک monosynaptic و polysynaptic محوری (بیشتر به شدت) و عضلات اندام.
fasciculi طولی داخلی در بخش خلفی از بند ناف قدامی اجرا و سرچشمه در سطوح مختلف ساقه مغز. دستگاه به خوبی تعریف شده تنها در طناب نخاعی گردن رحم را تشکیل می دهند اما تا زمانی که مناطق خاجی فرود. نورون حرکتی فوقانی گردن رحم آنها را مهار و تنظیم موقعیت سر. الیاف Fastigiospinal خط وسط و پروژه به گردن سطح نخاع عبور, نزولی در بخش شکمی از بند ناف جانبی. اهمیت آنها در کنترل موتور تا حد زیادی ناشناخته است.
صعودی دستگاه های نخاعی
دستگاه حسی
بعد (ie, funiculi شعاع) ستون انتقال 3 انواع مختلف حس: (1) حس عمقی, و یا حس وضعیت, که گیرنده های حسی در دوک عضلات و اندام های تاندون Golgi; (2) حس ارتعاشی, که گیرنده گلبول Pacinian; و (3) لمس تبعیض یا تمیز, که گیرنده گلبول مایسنر. این اطلاعات ان�یعنی�م شده توسط بزرگ, myelinated (ie, آلفا یا نوع Ia) الیاف در اعصاب حسی. برخی شواهد نشان می دهد نقش احتمالی برای ستون پشتی در انتقال درد احشایی. (تصویر زیر.)
سلول های بدن از سلول های عصبی مرتبه اول تک قطبی در گانگلیون ریشه پشتی فقط در خارج از بافت طناب دروغ. تکانه های وارد بند ناف و انجام ipsilaterally. الیاف سفر rostrally در ستون پشتی را در gracilis هسته و cuneatus هسته سیناپس در بصل کودال.
gracilis fasciculus cuneatus در طناب خلفی داخلی نهفته است و subserves احساس پا. cuneatus fasciculus gracilis در طناب خلفی جانبی نهفته است و subserves احساس بازو.
سلول های عصبی کمک می دوم به fasciculus کمانی. آنها یکی در میان و پس از آن صعود را در lemniscus مقابل میانی در ventroposterolateral سیناپس (VPL) هسته تالاموس.
سوم منظور سفر نورون ها در بخش خلفی اندام خلفی کپسول داخلی به فسخ در قشر somatosensory اولیه و ثانویه (یعنی, postcentral شکنج و / یا نواحی Brodmann 1-3).
دستگاه جانبی spinothalamic نهفته در بند ناف ventrolateral و حمل درد, درجه حرارت, و حس لمس خام. کوچکتر, تک قطبی نورون در گانگلیون ریشه پشتی نورون مرتبه اول برای این دستگاه. انگیزه از انتهای اعصاب برهنه در کوچک حرکت می, نازک myelinated (ie, دلتا و / یا نوع II ) و unmyelinated (به عنوان مثال ، C و یا نوع III) الیاف ، ک�یعنیقیف به fasciculus dorsolateral (به عنوان مثال ، دستگاه Lissauer) هر آکسون bifurcates را صعودی و نزولی شاخه ها ، که برای 1-2 بخش گسترش و سپس به شاخه وثیقه ، که سیناپس در شاخ همان طرف همراه بود شعاع (laminae I - VI).) و unmyelinated (ie, C یا نوع III) الیاف, که قیف را به fasciculus dorsolateral (ie, دستگاه از Lissauer). هر آکسون bifurcates را به شاخه های صعودی و نزولی, که گسترش 1-2 بخش و سپس شاخه وثیقه, که سیناپس در شاخ شعاع همان طرف همراه بود (laminae I - VI).
سلول های عصبی واقع در پهنک برگ II (یعنی, ماده gelatinosa) به نظر می رسد عملکرد laminae III و IV به زیر و بم کردن, تغییر انتقال از اولیه به ثانویه سیستم های حسی. آنها دریافت می بینی از تشکیل شبکهای ساقه مغز: periventricular و periaqueductal خاکستری و هسته رافه مگنوس.
دیواره سلولی نورون دوم در هسته حاشیه قرار دارد (پهنک برگ من) و هسته های حسی مناسب. آکسون نورون دوم در سطح اتصال شکمی سفید عبور (فقط قدامی کانال مرکزی). سپس آنها را در مقابل دستگاه جانبی spinothalamic صعود به سیناپس در هسته VPL تالاموس.
الیاف از دستگاه spinothalamic somatotopically سازماندهی: الیاف خاجی قرار دارد سمت لترال; کمری, وابسته به قفسه سینه, و الیاف گردن رحم عضویت medially.
سوم سلول های عصبی واقع در VPL افزایش به آکسون که سفر در بخش خلفی اندام خلفی کپسول داخلی به فسخ در قشر somatosensory اولیه و ثانویه.
دستگاه spinothalamic قدامی بالا صعود در funiculi قدامی و anterolateral. این سرچشمه بیشتر در پهنک برگ VII. پروژه ITS الیاف به ماده periaqueductal خاکستری و intralaminar هسته تالاموس. پیامهای لمس نور; هنگامی که lesioned, کمی و یا بدون اختلال در عملکرد تولید. collaterals آن نیز در شکل گیری رتیکولار مدولا سیناپس.
الیاف Spinoreticular نیز در مناطق اطراف محل تماس دو عصب, ظهور به پیش بینی multisynaptic reticulothalamic, که مناطق متعدد از قشر مخ فعال. این الیاف میانی تالاموس درگیر با انگیختگی, توجه, و جنبه های انگیزشی و عاطفی درک درد.
دستگاه Spinocerebellar
شعاع دستگاه spinocerebellar در طناب جانبی دروغ و اجرا ipsilaterally به سوی همان طرف همراه بود vermis مخچه لوب قدامی, ورود از طریق ساقه اصلی تحتانی مخچه. این دستگاه ناشی از پشت هسته کلارک, که به شکل یک ستون از نورون ها در قسمت میانی پهنک برگ هفتم از C8 به L2. دریافت afferents به طور مستقیم از collaterals قطعات لومبوساکرال از دستگاه باریک. این حامل احساس nonconscious از موقعیت عضله و لحن از اندام تحتانی.
انگیزه های مشابهی از اندام فوقانی را از طریق دستگاه cuneate اداره, synapsing به طور مستقیم به هسته و لوازم جانبی cuneate در بصل. سپس افزایش می دهد به دستگاه cuneocerebellar, وارد که از طریق ساقه اصلی تحتانی مخچه برای رسیدن به paravermis از لوب قدامی مخچه.
کوچک, دستگاه spinocerebellar شکمی نیز در انسان وجود دارد. کلیدها و تقویت کننده انگیزه های در مورد وضعیت را تحت تاثیر قرار نزولی بر سلول های عصبی طناب نخاعی موتور. سلول های عصبی آن در شاخ قدامی و منطقه متوسط و یکی در میان در نخاع پراکنده. آنها را وارد کنید مخچه از طریق ساقه برتر مخچه.
سیستم عصبی Propriospinal
این سیستم مسئول ادغام بخش های مختلف نخاع در طول عملکرد جنبش پیچیده است. این مجموعه شامل 3 گروه سلول های عصبی داخل نخاعی, به شرح زیر:
-
نورون propriospinal بلند – منجر به آکسون که صعود و فرود در proprius fasciculus قدامی به تمام سطوح از طناب نخاعی; نفوذ آنها به نورونهای حرکتی داخلی, subserving عضلات میانی به صورت دو طرفه
-
متوسط propriospinal نورون – آیا آکسون کوتاه, که اجرا در بخش جانبی proprius fasciculus و زیر و بم نورونهای حرکتی که فعالیت عضلات اندام پروگزیمال را تحت تاثیر قرار می
-
نورون propriospinal کوتاه – تنها در بزرگ شدن دهانه رحم و لومبوساکرال قرار دارد; آکسون های خود را از طریق بخش های مختلف در proprius بند ناف جانبی سفر و زیر و بم کردن عضلات دیستال اندام
مسیرهای خودکار
Preganglionic سلول های عصبی سمپاتیک در ستون سلول intermediolateral قرار دارد (پهنک برگ هفتم), که نهفته در جنبه های جانبی ماده خاکستری در سطوح T1 - L3.
الیاف Preganglionic از طریق ریشه شکمی عبور, اعصاب نخاعی, و سفید در برقراری ارتباط رامی, پایان در گانگلیون سمپاتیک پاراورتبرال در سطوح مختلف. آنها هستند cholinergic. دوم به منظور سلول های عصبی پس از آن ارگان به پایان برسد و در بیشتر موارد به عنوان انتقال دهنده عصبی نوراپی نفرین استفاده از آنها.
خاجی از نورون ها preganglionic هستند و در نزدیکی هسته intermediolateral S2 - S4 قرار دارد. cholinergic آنها و ظهور از طناب نخاعی, synapsing در گانگلیون ارگان پایان. نورون Postganglionic cholinergic و کنترل دفع مدفوع, دفع ادرار, و نصب.
کنترل عصبی از مثانه
دستگاه مجاری ادراری توسط innervated 3 گروه اعصاب محیطی: خاجی پاراسمپاتیک, کمری دلسوز, و اعصاب سوماتیک خاجی.
سلول های عصبی پاراسمپاتیک preganglionic در ماده خاکستری intermediolateral واقع (laminae V - VII). خاجی مسیر پاراسمپاتیک را از طریق اعصاب لگنی را اجرا کنید و مسیر اصلی تحریک مثانه.
سلول های عصبی سمپاتیک preganglionic در میانی واقع شده (X لایه نازک) و جانبی ماده خاکستری (laminae V - VII) بند ناف نوک دار کمری. Thoracolumbar مسیر دلسوز از گانگلیون سمپاتیک کمری / خاجی; آنها را مهار دترسور (واسطه بتا) و قاعده مثانه و میزراه را تحریک (آلفا واسطه). از همه مهمتر, زیر و بم آنها عملکرد گانگلیون پاراسمپاتیک (آلفا - 2 منجر به مهار و آلفا - 1 به تسهیل).
مسیرهای بدنی وابران دارای پی کردن عضلات پیشابراه خط دار و سرچشمه از منطقه محدود شاخ شکمی جانبی, شناخته شده به عنوان Onuf (یا 'Onufrowicz) هسته.
آلفا و C مسیرهای آوران شروع ادرار. فیبرهای آلفا نمایشگاه پاسخ مدرج به اتساع غیر فعال, در حالی که الیاف C آستانه بسیار بالاتر, که با التهاب و محرک مضر فعال. احساس پری مثانه توسط گیرنده ها در جدار مثانه را تشخیص داده, که ارسال تکانه ها از طریق اعصاب پاراسمپاتیک خاجی. انگیزه رسیدن به قشر را از طریق ای مجاری spinothalamic.
حس که ادرار قریب الوقوع است ناشی از گیرنده های واقع در trigone مثانه و صعود در سیستم ستون پشتی.
ادرار ذخیره خارجی عضله اسفنکتر پیشابراه است (جسمی) و عضله اسفنکتر پیشابراه داخلی (دلسوز) قرارداد و عضله دترسور و خاجی فعالیت پاراسمپاتیک مهار از طریق میانجیگری دلسوز.
یکپارچگی دلسوز برای عملکرد از ادرار ضروری نیست. اما, شواهد تجربی نشان می دهد که ورودی سمپاتیک باعث می شود ورودی مهار تونیک به مثانه و تحریک ورودی به مجرای خروجی مثانه. در طول ادرار, نزولی مسیر از مرکز ادرار pontine فعالیت درسایت خارجی اسفنکتر پیشابراه را مهار می, مانع خروج دلسوز (مهار رفلکس vesicosympathetic), فعال خروج پاراسمپاتیک به مثانه, و خروج پاراسمپاتیک را فعال کنید به مجرای ادراری.
برای کسب اطلاعات آموزش بیمار, مراجعه کنید مشکلات کنترل مثانه.
Innervation از اندام های جنسی
مسیر پاراسمپاتیک ناشی از طناب خاجی ستون فقرات دارای پی کردن بافت سیخ شونده در آلت تناسلی مرد ها و چوچوله; عضله صاف و بافت غده ای در پروستات, مجرای خروجی مثانه, وزیکول سمینال, مهبل, و رحم; و رگ های خونی و سلول های اپیتلیوم ترشحی در ساختمان های مختلف. تابع ترین مورد مطالعه شده است نعوظ آلت تناسلی, که شروع میشود با مشاهده Eckhard در 1863 که تحریک اعصاب لگن منجر به نعوظ آلت تناسلی در چندین گونه. نعوظ است ثانویه به تاخیر خون شاهرگ از رگ های خونی آلت تناسلی, با افزایش جریان به بافت کاورنو. اکسید نیتریک (NO) میانجی اصلی نعوظ آلت تناسلی در انسان.
نخاع عرضه عروقی
عرضه شریانی
نخاع توسط شاخه های نزولی شریان مهره عرضه (یعنی, قدامی ستون فقرات شریان) و شریان radicular متعدد به دست آمده از عروق سگمنتال.
جفت شده شریان نخاعی قدامی به شکل متحد رگ نزولی تک (یعنی, قدامی شریان نخاعی), که وارد شقاق متوسط قدامی نخاع و تامین دو سوم قدامی از بند ناف. همچنین تامین خط وسط رامی به پایین بصل. مانند عروق واقع شده در پایین, آن را کوچکتر شاخه نافذ و پیرامونی.
دو شریان خلفی ستون فقرات هر تامین خلفی همان طرف همراه بود یکی از ششم از بند ناف (یا در ترکیب, یک سوم خلفی). آنها سهم متنوع از radicular شریان خلفی و فرم 2 کانال های شبیه شبکه طولی در نزدیکی منطقه ریشه ورود به شعاع.
شریان Radicular از رگ های سگمنتال مشتق شده (به عنوان مثال, صعودی دهانه رحم, عمیق دهانه رحم, واقع در بین رگبرگها, کمری, و شریان خاجی) که تصویب foramina intervertebral می کند و به افزایش به شریان radicular قدامی و خلفی. شریان radicular سگمنتال عرضه خون به ریشه, و عروق radiculospinal سگمنتال عرضه ریشه و بند ناف. معمولا بزرگ چند, شریان radiculospinal سگمنتال نیز مورد توجه قرار, از جمله شریان Adamkiewicz (یا عروق بزرگ شدن کمری), که بزرگتر از دیگران است; معمولا بین T9 و T12 سرچشمه (به 75% از موارد) و یکی پایین تر از بند ناف سوم را تامین می.
جایی که 2 شریان قدامی radicular رسیدن به همان سطح از نخاع, یک پیکربندی الماس به شکل شریانی توسعه. فاصله بین شریان radicular در بخش ستون فقرات قفسه سینه است; در نتیجه, انسداد 1 عروق radicular قفسه سینه را جدی ممکن است گردش خون را تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین, قفسه سینه فوقانی (T1 - 4) و بخش L1 به توهین عروقی به ویژه آسیب پذیر هستند.
درناژ وریدی
رگه تخلیه نخاع یک توزیع مشابه که از رگ های خونی. تنه طولی قدامی شامل anteromedian و وریدهای anterolateral. وریدهای Sulcal تخلیه بخش anteromedian نخاع. مناطق Anterolateral از تخلیه نخاع به وریدهای anterolateral. بعد, تنه وریدی طولی تخلیه funiculi خلفی. plexuses داخلی وریدی مهره (یعنی, اپیدورال plexuses وریدی) بین مادر سخت شامه و ضریع استخوان مهره ها واقع شده و شامل 2 یا بیشتر قدامی و خلفی, کانال های وریدی طولی هستند که در بسیاری از سطوح از clivus به ناحیه ساکروم در ارتباط تنگاتنگ با.
در هر یک از فضای intervertebral ارتباط با قفسه سینه, شکمی, و رگه های بین دنده ای و خارجی plexuses وریدی مهره. این رگه ستون فقرات در هیچ یک از دریچه, و خون عبور می کند به طور مستقیم به سیستم وریدی سیستمیک. تداوم این شبکه وریدی با شبکه پروستات احتمالا مسیر که در طول آن سلولهای سرطانی پروستات متاستاز.
تحولات در آنژیوگرافی با تشدید مغناطیسی با تکنیک های افزایش کنتراست سرعت تصویربرداری غیر تهاجمی از رگ های طبیعی و غیر طبیعی از نخاع فعال, از جمله تجسم از عروق Adamkiewicz و تمایز از شریانها و وریدها. این تکنیک ها به احتمال زیاد تشخیص شرایط مختلف مرتبط با ناهنجاری های شریانی و وریدی عرضه نخاع را بهبود بخشد.
کلاسیک سندرم نخاعی
سندرم کلاسیک از صدمه به طناب نخاعی در اینجا شرح داده. در اغلب موارد, اما, فرم ناقص به مراتب شایع تر است.
سندرم قطع کامل نخاع
در فاز حاد, سندرم کلاسیک کامل قطع نخاع در سطح گردن رحم بالا شامل موارد زیر:
-
نارسایی تنفسی
-
پلژی
-
areflexia اندام فوقانی و تحتانی
-
بیهوشی در زیر سطح آسیب دیده
-
شوک ایجاد کننده بافت عصبی (افت فشار خون تاکی کاردی بدون جبرانی)
-
از دست دادن رکتوم و مثانه و اسفنکتر تن
-
ادرار و احتباس روده که منجر به اتساع شکم, انسداد روده, و تخلیه معده را به تاخیر افتاد
این صورت فلکی از علائم است که به نام ستون فقرات سندرم shock.Horner (یعنی, پتوز همان طرف همراه بود, انقباض مردمک چشم, و anhydrosis) همچنین با ضایعات بالاتر به دلیل وقفه در مسیر نزولی دلسوز که از هیپوتالاموس منشا.
از بیماران دچار مشکلات با تنظیم درجه حرارت به دلیل اختلال سمپاتیک, که منجر به هیپوترمی.
سطح پایین گردن رحم قطعات آسیب به عضلات تنفسی. ضایعات قفسه سینه بالا منجر به paraparesis به جای از quadriparesis, اما علائم اتونوم هستند هنوز هم مشخص شده. در ضایعات قفسه سینه و کمر پایین, افت فشار خون وجود دارد اما ادرار و احتباس روده.
در فاز تحت حاد, سستی از شوک نخاعی است از بازگشت از فعالیت ذاتی سلول های عصبی در ستون فقرات جایگزین, و اسپاسم توسعه. این معمولا در انسان اتفاق می افتد در درون 3 هفته آسیب دیدگی. اما, مرحله شوک نخاعی ممکن است توسط سایر عوارض پزشکی طولانی مدت, مانند عفونت.
پلژی و از دست دادن حس در زیر سطح آسیب باقی بماند, اما رفلکس نخاعی بازگشت. از آنجا که مدولاسیون از مراکز supraspinal از دست داده است, هیپررفلکسی با تن افزایش یافته و پاسخ پلانتار اکستانسور نیز مورد توجه قرار. در هر سطح داده شده, با دخالت گسترده تر از شاخ قدامی, سستی همراه با از دست دادن فعالیت های رفلکس و آتروفی حاضر است در یک الگوی پایین موتور نورون (به عنوان شایع است در بیماریهایی مانند فلج اطفال).
هیپررفلکسی خودمختار
هیپررفلکسی خودمختار نیز در حال حاضر در فاز تحت حاد. معمولا, افت فشار خون اولیه پس از ضایعات بالا برطرف, هر چند افت فشار خون وضعیتی همچنان ادامه دارد. برای ضایعات بالاتر از مراکز لومبوساکرال برای کنترل مثانه, احتباس ادراری اولیه توسعه مثانه اسپاستیک خودکار جایگزین. پایین ضایعات منجر به دائم مثانه بی صدا (یعنی, حرکتی تحتانی الگوی نورون).
هیپررفلکسی خودمختار در این مرحله ، با شلیک گسترده ای از نورون های سمپاتیک پس از اتساع, تحریک, و یا دستکاری مثانه و روده. تحریک جلدی با محرک های دردناک یا سرد نیز می تواند منجر به شلیک عظیم دلسوز.
این یک وضعیت تهدید کننده حیات است, زیرا فشار خون ممکن است افزایش یابد به عنوان بالا به عنوان 300 میلی متر جیوه, که منجر به خونریزی داخل مغزی, ایالات confusional, و مرگ. پاسخ به تخلیه سمپاتیک گسترده در سطح ساقه مغز ایجاد شده. اما, وقفه نزولی پیش بینی به نخاع می تواند به جلوگیری از مهار از مراکز سمپاتیک نخاع, که همچنان به آتش نامناسب تا زمانی که محرک است برداشته شود. مهار رفلکس واگ به قلب باشد تولید شده است, که منجر به کاهش ضربان قلب و بدتر شدن علائم.
سندرم نخاع قدامی
سندرم قدامی طناب معمولا با انفارکتوس قدامی شریان نخاعی و منجر به فلج در زیر سطح ضایعه مشاهده, با از دست دادن احساس درد و دما را پایین تر از سطح و مقدار کمی ضایعات و نسبی لمسی, ارتعاش, و حس وضعیت (چرا که ستون خلفی از جریان خون خود را اصل مطلب را از شریان خلفی ستون فقرات).
سندرم طناب مرکزی
سندرم طناب مرکزی است که اغلب در syringomyelia مشاهده, hydromyelia, و تروما. خونریزی داخل تومور و, مانند کانال مرکزی ependymoma, از علل دیگر. از آنجا که سندرم طناب مرکزی بیشتر شایع است در بند گردن رحم, بازوها هستند که اغلب ضعیف, با حفظ قدرت در پاها (“انسان در یک بشکه سندرم”). بهبود قابل توجه شایع است. این سندرم با متغیر کسری حسی و رفلکس های مرتبط; اغلب این روشها بیشتر تحت تاثیر حس درد و حرارت, چرا که الیاف جانبی دستگاه spinothalamic عبور شکمی فقط به کانال مرکزی. این است که گاهی به از دست دادن جدا اشاره حسی است و اغلب در یک توزیع capelike.
گسترش جانبی می تواند در نتیجه نشانگان هورنر همان طرف همراه بود (به دلیل شرکت مرکز ciliospinal), kyphoscoliosis (به دلیل دخالت dorsomedian و ventromedian هسته موتور تامین عضلات paraspinal), و فلج اسپاستیک (به دلیل corticospinal دخالت دستگاه). گسترش شعاع را می توان در حس وضعیت ارتعاشی همان طرف همراه بود و از دست دادن به علت دخالت در ستون پشتی نتیجه.
براون - Séquard سندرم
براون - Séquard سندرم ممکن است در نظر گرفته شود معادل hemicordectomy. فلج همان طرف همراه بود, از دست رفتن حس ارتعاش و موقعیت در زیر سطح ضایعه, هیپررفلکسی, و یک علامت اکستانسور انگشت اشاره همه. همان طرف همراه بود بیهوشی قطعه نیز در سطح ضایعه مشاهده. از دست دادن درد و دما است contralaterally در زیر سطح ضایعه مشاهده (شاید آغاز 2-3 بخش های زیر). براون - Séquard سندرم شایع پس از ضربه. اما, طیف کاملی از این سندرم نادر است.
Cauda equina و سندرم conus medullaris
بیماران مبتلا به ضایعات موثر بر تنها equina cauda می تواند با یک polyradiculopathy در ناحیه لومبوساکرال در حال حاضر, با درد, radicular حسی تغییرات, نامتقارن پایین موتور نورون نوع ضعف پا, و اختلال عملکرد اسفنکتر. این ممکن است به سختی از شبکه و یا تشخیص درگیری عصب. ضایعات موثر بر تنها medullaris conus باعث اختلال اولیه روده و مثانه و توابع. سندرم به دلیل مشارکت پایین طناب نخاعی, cauda equina, یا conus توجه بیشتر با پیشرفت در تصویربرداری عصبی دریافت, به خصوص در کشورهای در حال توسعه که در آن ممکن است به عفونت helmintic شیستوزومیازیس نخاع منجر شود.
سندرم رادیکولوپاتی
بیماران با درگیری radicular در حال حاضر با تغییرات درماتومی حسی با دخالت ریشه پشتی و با ضعف myotomal با دخالت ریشه شکمی. به طور کلی, درد radicular (eg, توزیع ریشه یا تیراندازی درد) را افزایش می دهد �به عنوان مثال� افزایش فشار داخل نخاعی (eg, سرفه, عطسه, هر گونه مانور والسالوا).



سلام به تمام کسانی که از وبلاگ ما دیدن می کنند،ما سعی کردیم تو این وبلاگ شما را تا حد امکان با علم آناتومی آشنا کنیم.